تبلیغات
- - بازنشستگی پیش از موعد

بازنشستگی پیش از موعد

دوشنبه 26 مهر 1389 10:34 ق.ظ

نویسنده : سید محمد حسینیان

به نام خدا

اولین سالی كه قانون بازنشستگی پیش از موعد اجرا شد بسیاری از دوستان و هم سابقه ما قید ادامه خدمت در آموزش و پرورش را زدند آخه آموزش و پرورش تنها وزارت خانه ای بود كه عزم خود را جزم كرد تا این قانون را با حداكثر تلاش اجرا نماید. وزارتخانه ای كه همه ساله با كسری بودجه مواجه بود چطور می خواست آنرا اجرا نماید؟در دو سال اجرای جدی آن(حدود 70هزار نفر از بدنه آموزش و پرورش خارج شدند) آنطور كه ما در اطرافمان دیدیم بسیاری از نیروهای توانمند و با مدارك تحصیلی بالا خود را بازنشسته كردند و تعدادی از دوستانمان كه مدرس مراكز دانشگاهی بودند بعد از خارج شدن از آموزش و پرورش و جذب دانشگاه آزاد برای ادامه تحصیل راهی كشورهای همجوار و بعضی كمی دورتر رفتند.

در همان سال اول اجرا بسیاری از مراكز آموزشی دچار كمبود نیرو شدند ،كه البته به گفته وزیر پیشین آموزش و پرورش (آقای علی احمدی ) كه در گزارشی مفصل آبان ماه 87 منتشر گردید مشكل را كمبود نیرو ندانست بلكه مشكل را در ساماندهی نامناسب اعلام كرد. وزارت آموزش  و پرورش برای جبران این كمبود از قانون خرید خدمات آموزشی استفاده كرد و تعداد زیادی از جوانان تحصیل كرده (20هزار نفر ) را بدون هیچ برنامه جدی راهی مراكز آموزشی نمود اما با حقوق یك جهارم شاغلین و شاید یك پنجم بعضی ها.(البته به دستور وزیر جدید آقای حاجی بابایی استفاده از خرید خدمات آموزشی ممنوع شد)

ما در دو سال اول اجرا به دلیل بازنشستگی پیش از موعد همكاران حسابی درگیر تدریس در مراكز دانشگاهی و مراكز استثنایی بودیم كه اصلا فراموش كردیم كه ای بابا از كجا معلوم كه این قانون سال بعد هم اجرا شود. چون برنامه ریزی كردیم كه برای بازنشستگی پیش از موعد در سال آخر اجرا یك كار دیگری برای خودمان دست و پا كنیم(كه تقریبا جور شده بود). اما وقتی با آمدن وزیر جدید خبر توقف قانون پیش از موعد را از رسانه ها شنیدیم حسابی جا خوردیم (اگر چه ابتدا فكر كردیم یك شعار است مگر می شود یك قانون قبل از پایان قانونی آن متوقف شود) درخواست خودر ا نوشتیم و حسابی بدنبال رایزنی شدیم.تا بتوانیم خودمان را بازشسته كنیم(گاهی از كارمان خنده امان می گرفت كه چرا سال قبل بدون رو انداختن به دوستانت در خواستت را رد نكردیم؟)

حال كه با بازنشستگی پیش از موعد ما موافقت نكردند ، مثل عادت همیشگی مان كه با مانعی بر می خوریم با خود می گوییم:

" شاید حكمتی بود"

اما اینبار به یاد جمله ای از گاندی در وبلاگی افتادم كه گفت:

درد من تنهایی نیست؛

بلكه مرگ ملتی است كه ،  گدایی را قناعت ، بی عرضگی را صبر ، و با تبسمی بر لب ، این حماقت را حكمت خدا می دانند؛

 

دوستان قدیم و جدید

"دوستان قدیم و جدید به همراه اولین دانش آموزان ما"

دوستان قدیم و جدید به همراه اولین دانش آموزان ما




دیدگاه ها : نظرات