تبلیغات
- - خانواده و فرزندان

خانواده و فرزندان

یکشنبه 28 تیر 1388 05:48 ق.ظ

نویسنده : سید محمد حسینیان

به نام خدا

خانواده و فرزندان

سید محمد حسینیان(روانشناس)

مقدمه

     خانواده جامعه كوچك اجتماعی است كه معمولأازپدرومادر،فرزند(فرزندان تشكیل) می شود.زمانی كه كودكی متولد می شود اورابه عنوان عضوی ازاین جامعه كوچك اما پراهمیت می دانند .كودك سالهای اولیه زندگی خود را درخانواده بسر می برد.ودركنار پدرومادر وبرادر وخواهراست كه الگوهای رفتاری ،ارزشها ومعیارهای اخلاقی راكسب می نماید ومطابق با همین الگوها معمولأ رفتار می كند

 خانواده و فرزندان                    سید محمد حسینیان آقاملكی

     مقدمه:

     خانواده جامعه كوچك اجتماعی است كه معمولأازپدرومادر،فرزند(فرزندان تشكیل) می شود.زمانی كه كودكی متولد می شود اورابه عنوان عضوی ازاین جامعه كوچك اما پراهمیت می دانند .كودك سالهای اولیه زندگی خود را درخانواده بسر می برد.ودركنار پدرومادر وبرادر وخواهراست كه الگوهای رفتاری ،ارزشها ومعیارهای اخلاقی راكسب می نماید ومطابق با همین الگوها معمولأ رفتار می كند.

          پارسا (1368-76) درباه خانواده می نویسد: " روانشناسان پرورشكاران،جامعه شناسان همه تأكید می كنند كه خانواده یكی از مهمترین واساسی ترین سازمانهایی است كه به رشد كودك یاری می دهد. درخانواده است كه كودك نخستین چشم انداز رااز جهان پیرامون خود بدست می آورد واحساس وجود می كند."

خانواده اولین پایه گذار شخصیت وارزشها ومعیارهای فكری است . همین ارزشها ومعیارهای فكری نقش مهمی درتعیین سرنوشت وسبك وخط مشی آینده فرزند داشته ،اثری عمیق وپایدار درپی ریزی رفتار فردی كودك وبرانگیختن روح زندگی وآرامش روانی او دارد.

          شریعتمداری (1367-193) خانوده رایكی ازعوامل موُثردررفتار فرد می داند.وی درادامه می نویسد: "محیط خانوده اولین وبادوام ترین عاملیست كه دررشد شخصیت افراد تأثیر می نماید... موقعیت اجتماعی خانواده ،وضع اقتصادی آن افكاروعقاید ،آداب ورسوم ، ایده آلها وآرزوهای والدین وسطح تربیت آنها درطرز رفتار كودكان نفوذ فراوان دارد. "

          نرمان،ل مان (ساعتچی،1368،563) نیز به اهمیت خانواده تكیه می كند و می نویسد: "پدرومادر ،الگوهای فرهنگی وارزشهای جامعه خود رادرست همانطور كه بوسیله پدرومادر ،معلمین وغیره به آنها تحمیل شده است دركودك خود منعكس می كنند... كودك همراه رشد خود ،ارزشها ،آرمانها، گرایشهای اجتماعی وطرحی از نقش خود در اشیاء وامور ،ونیز رابطه بین آنها پیدا می كند. پدرومادر ،از آن جهت دررشد شخصیت كودك اهمیت دارند كه اثر خود رادردوره های اولیه رشد،وآنگاه كه كودك  برآنها متكی است ،ونیز شكل پذیرترین سالهای حیات فرزند خودبراو   می گذارند،وكودك تامدتها تحت نفوذ آنها می باشد. "

          ارتباط میان مادر وفرزند نه تنها از زمان تولد،بلكه حتی پیش از آن نیز،اثر بسیار مهمی دررشد روانی كودك دارد.مادرخونسرد وبی تفاوت ومادرپرمحبت ووظیفه شناس هر كدام درساخت روانی كودك تأثیرهای متفاوتی دارند.همه این موارد به صورت كلی به نقش پراهمیت خانواده برمی گردد كه چگونگی زندگی هر فرد ،متأثراز آن می باشد.

          از لحاظ تربیتی خانواده ای ایده آل است كه نیازهای جسمانی وروانی اعضاء خود رابرآورده نماید،هرعضودرآن ،دارای امنیت باشد،احساس ارزشمندی وتعلق كند،مورد عشق وعلاقه ،مهرومحبت قرار گیرد.مواردزیر را دراهمیت خانواده می توان  ذكر نمود :

·          خانواده جامعه كوچكی است كه ،هدفش رشد وتكامل عاطفی واجتماعی كودكان است.

·          خانواده واحدی برای رشدوبقا می باشد.

·          خانواده مكانی است كه نیازهای احساسی وعاطفی (همكاری استقلال،وابستگی) اعضای خودراتأمین می كند.

·          خانواده مكانی است كه درآن عزت نفس اعضاء رشد پیدا می كند.

·          خانواده محل سرمایه گذاری دقیق وبهره برداری بسیار است.

·          محیط خانواده نخستین مركز یادگیری كودك است.

·          خانواده اولین وبادوام ترین عاملیست كه دررشدشخصیت افراد تأثیر می نماید.

مراحل زندگی كودك

            زندگی كودك از بدو تولد تادوره نوجوانی رامی توان به چند مرحله تقسیم كرد.این تقسیم بندی معمولأ به علت بودن  خصوصیات مخصوص درهریك از مراحل انجام می گیرد.لذا باشناسایی ویؤگیهایی هریك ازاین مراحل می توان رفتار مناسبی باكودك ویا نوجوان ارائـه داد.

1-مرحله تولد تا قبل ازورورد به مدرسه: از ‏آنجاكه كودك دراین مرحله قادربه اداره وكنترل خودنیست ،به مراقبت وتوجه بیشتر والدین نیازمنداست مخصوصأ دردوره نوزادی نیازهای متعددی دارند،كه هرگز به تنهایی قادر به رفع آن    نمی باشند.هرچه كودك به سنش افزوده می شود،ازتوانمندیهای بیشتری برخوردار می شودرشدزبان وكاربرد مفاهیم كلامی از حدود دوسالگی به بعد،درك هویت خوددراین مرحله از اهمیت خاصی برخوردار است .بطور كلی خصوصیات دراین مرحله را،میتوان درمواردزیر مطرح نمود:

·          كودك بخصوص درسالهای اولیه كودكی نیازمند حمایت والدین جهت رفع نیازهای اساسی می باشد.

·          رشدجسمانی كودك،بخصوص درسالهای اولیه سریع می باشد.

·          كودك قادربه طبقه بندی اشیاءواموربرحسب قوانین منطقی نیست.

·          كودك دراین مرحله خودمحور میباشد .او تصورات وادراكات خودرابرتصورات وادراكات دیگران ترجیح می دهد وعلت آن عدم توانایی كودك در قرار دادن خود درموقعیت دیگران است.

·          كودك هویت جنسی واجتماعی خویش راكسب كرده است.

2- مرحله آموزشگاهی : این مرحله از سال اول دبستان تاآغاز نوجوانی (بلوغ) رادربرمی گیرد.كودك وارد جامعه جدیدی به نام مدرسه می شود.كودك دراین مرحله از لحاظ شناختی ،شخصیتی ،عاطفی ،اجتماعی رشدیافته تر می شود.بطور كلی وخلاصه ،كودك دراین مرحله دارای خصوصیات و ویؤگیهای زیر می باشد:

·          شخصیت كودك دراین مرحله رشد پیدا می كند وكودك تحت نفوذ خانواده وهمسالان ،درگیر مسائـلی چون رشد وجدان ومعیارهای اخلاقی،همانند سازی نقش جنسیتی،... می باشد.

·          محیط اجتماعی كودك دراین دوره گسترش می یابد.كودك دراین دوره با مسایل زیادی از جمله ،استقلال وخودمختاری ،معیارهای اخلاقی ،سازگاری بامحیط مدرسه وقانون مواجه است.

·          كودك از لحاظ شناختی توانمندیهای زیادی راكسب می كند(تواناییهایی همچون درك مفهوم بقاء ،وزن -حجم -شكل -تعداد،مفهوم عدد وكاركردن با اعداد، استدلال منطقی برحسب اشیاء وامور محسوس وعینی ،توجه ودرك دیدگاه دیگران).

3- مرحله نوجوانی:  كودك با بسیاری از نگرشها ،احساسات،مهارتهاو وابستگی های اوایل زندگی اش وارد مرحله نوجوانی می شود. معمولأ از نوجوان انتظار می رود كه مانند فردی مسوُل ،ازاین مرحله بگذرد وبه دنیای بزرگسالی قدم بگذارد. حال آنكه درواقع اغلب اوقات وی ،آمادگی كافی برای ورود به این دنیا راندارد.بسیاری ازجوانان ،بخشی از سالهای این دوره را صرف تكمیل مهارتها خودآگاهی .واعتماد به نفسی    می كنند كه درسالهای قبل كامل نشده است.نوجوان آخرین مرحله رشد كودكان    می باشد كه درآن والدین ومربیان می توانند فعالانه آنان راكمك كنند تامسیر زندگی خویش را بیاموزند. "

          احدی ومحسنی (1371،146)درباره نوجوانی می نویسد: "دوران نوجوانی با تغییرات درفیزیولوؤیكی وجسم كودك آغاز می شود،واین تغییرات به موازات یكدیگر از طریق بیدار شدن مسائـل عاطفی وهیجانی ،ورشد تفكر مجرد،كلیه وجود اورادگرگون می سازد ودرنهایت بارسیدن به خودنامی وجذب شدن به درون اجتماع پایان می پذیرد. "

بطور كلی نوجوان دارای خصوصیات زیر می باشد:

·          ازلحاظ جسمانی وفیزیولوؤیكی نوجوان تغییرات زیادی می كندوبه مرور تبدیل به یك بزرگسال می شود.

·          نوجوان دراین مرحله انتزاعی فكر می كند،فرضیه ها رافرمولبندی وآزمایش  می كند.

·          دراین مرحله از زندگی ،نوجوان درتلاش است تابه هویت های شخصی جنسیتی شغلی دست یابد.

·          نوجوان بدنبال كسب ارزشها ومبانی اخلاقی به عنوان راهنمایی درزندگی ورفتار است.

·          نوجوان سعی می كند شغلی راانتخاب كرده ،استقلال خود راكسب نماید.

           دوره نوجوانی وبلوغ همراه بامشكلاتی است ،كه والدین ومربیان جامعه باید درحل آن به نوجوان یاری كنند.شریعتمداری (1367) ،ماسن(یاسایی 1370)وهیگاردو...(براهنی وهمكاران،1368) مشكلات این دوره رامواردی چون : ادامه تحصیل ،برخورد وانتقاد از ارزشهای والدین ، ارضاء تمایلات جنسی ،استقلال از خانواده ،هویت یابی جنسیتی ،گم گشتگی نقش ،انتخاب شغل ،تشكیل خانواده و...مطرح می كنند.

 

ادامه مطلب




دیدگاه ها : نظرات